جمعه 98 بهمن 4: امروز

نظر سنجی کانون رهپویان پیرامون حادثه اخیر


مطلب زیر رو دقیقا 2 ساعت قبل از اتفاق حسینیه زدم.اون موقع حتی فکرش رو هم نمی کردم که اینقدر راحت باب "شهادت" باز بشه و باز هم جا بمونم.........


اینقدر دوستان عزیز وبلاگی و وب سایت ها و .... پیرامون قضیه نوشتند که فکر نمی کنم چندان لزومی داشته منم دلیلی بیارم واسه اینکه :
- خواست خدا با خواست ما فرق داره
- بمب گذاری با انفجار مین ضد تانک فرق داره
- شهید با جان باخته و کشته شده فرق داره
- جانباز با مجروح فرق داره
- و هزار تا فرق دیگه که نمی دونم چرا نمی خوان بفهمن ؟!!!؟؟؟
اینقدر این چند روزه تحلیل های مختلفی شنیدم و خودم هم تحلیل هایی کردم که دیگه حسش رو ندارم بنویسم.
و اما چند تا مطلب :
- و لاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بین احیاء عند ربهم یرزقون ( نمی دونم چرا صدا و سیما بچه هایی که توی فلسطین از شدت گرسنگی از دنیا میرن رو شهید اعلام میکنه ولی عزیزانی که در حین عزاداری از دنیا رفتن رو جانباخته .... گرچه خدا توی آیه ای که ذکر کردم، تکلیف همه رو مشخص کرده )
- متاسفانه یا خوشبختانه نکات زیادی که ممکنه خیلی از عزیزان بی خبر باشند رو شنیده و دیدم که تقریبا خیالم راحته. تازه ندیده بودم هم همین بود، خون اونم خون شهید هیچوقت پایمال نخواهد شد.
- بازم ما موندیم و شعارهایی مثل " آنانکه رفتند کاری حسینی کردند و آنانکه ماندند ...." و هزار تا از این حرفا... و حسرت از اینکه امثال شهید مسعود رضایی ( مسئول کمیته فلش Rv ) هیچوقت شعار ندادند و یک راست عمل کرد.
- نکته خنده دار برام اینه که بعضی ها میگن دلیل عدم اعلام بمب گذاری و دست دست کردن مسئولین، سفر قریب الوقوع مقام معظم رهبری به شیراز هست، خیلی خنده داره، کی یاد دارید که حضرت آقا به خاطر ترس!!!! از انفجار و بی امنیتی کاری رو تاخیر انداخته باشن ؟؟ آقایان .......
از روز یکشنبه تصمیم داشتم یک کاری رو بین وبلاگ نویس ها شروع کنم ولی ترسیدم اقدام علیه امنیت ملی !!! قلمداد بشه . به هر حال تصمیم گرفتم شروعش کنم. از دوستان عزیز وبلاگ نویس جناب " کوثر " ، " حنیف"، " صبا "، عطر سیب" و تمامی عزیزانی که این مطلب رو می خونن میخوان که طی نامه ای به بزرگواران زیر توضیحاتی پیرامون اتفاقات گذشته و مصلحت ها و واقعیت ها بنویسند :

-          مقامات تصمیم گیرنده استان ( )

-          مقامات رسانه ای استان، مخصوصا رسانه ملی
.......

اینقدر خیالم از بابت وقایع راحته که اصلا اصلا شکی ندارم که حق کسی بخواد خورده شه، فقط توکل به خدا می کنیم و لو کره البعضیا(!)
...خیلی حرفا دارم، حیف که واقعا اصلا وقتش رو ندارم و باید به کارهای دیگه برسم.
خدا عاقبتمون رو به خیر کنه.

-------------------------------------------------------------------------

سلام

بابت تاخیر این همه مدت عذر خواهی میکنم.
مدت مدیدی هست دارم پیرامون سلسله مطالبی با عنوان " عصر کوتوله ها " فکر می کنم. فکر می کردم توی هفته اول تعطیلات آمادش می کنم ولی خب گرفتاری ها نذاشتن مطلبم کامل بشه.دلم هم نمیخواست قبل از پرداختن به اون مطلب  چیز جدیدی بنویسم.
اما امروز اتفاقی افتاد که مجبور شدم دست به قلم بشوم و اندکی بنویسم. گرچه کلیشه ای و کاملا تکراری، اما گاهی تکراری صحبت کردن و از کلیشه گفتن هم بدک نیست، آدم متنبه بشود با هر چی میخواهد بشود . کلیشه باشد، تکرار باشد یا هر چیز دیگر....

یه اتفاق ساده : یک پسر جوان که ظاهر در مغازه ای درست روبروی دفتر کارمان کار می کرده از دنیا رفته. (1)

مرگ !!!!!

واقعیتی بسیار غریب و قریب !
هر روز آگهی های فوت زیادی سر راهمان می بینیم.
پیر و جوان.... غنی و فقیر .... عالم و جاهل و .....
همیشه هم برای همسایه نیست، گرچه اکثر ما آن را برای همسایه می خواهیم.
هر روز آدم های زیادی می میرند و من و ما !!!!؟؟؟
-          هنوز نماز صبح هامان یا قضا می شود یا لب طلایی و دم طلوع آفتاب می خوانیم.
-          هنوز گذاشته ایم پیر شویم تا عظم بر ترک گناه کنیم و توبه ...
-          هنوز نه توشه ای داریم و نه راهی را یافته ایم برای فرار از آن همه انذار مرسلین
-          هنوز محتاج التماس به چشمهایمان هستیم برای کم شدن اندکی از بار گناهانمان
-          هنوز کاسه چه کنم چه کنم دنیا دستمان است.....
-          هنوز با سرعت باور نکردنی به سمت اجل می رویم ولی باز هم به فکرش نیستیم.
-          هنوز دل می شکنیم – مثل آب خوردن
-          هنوز بد قضاوت می کنیم – مثل ...
-          هنوز گناه های ابتدایی رو هم ترک نکردیم !!! غیبت / تهمت / دروغ و ....... (2)
-          گناه
-          گناه
-          گناه
پدرمان را در آورده است این گناه.....
حضرت آیت الله قاضی فرموده اند :  " من احتمال می دهم این آقای بهجت اصلا در زندگی گناه نکرده باشد !!!! "
نکند فکر می کنیم استاد اعظم جناب آیت الله قاضی شوخی می کنند ؟؟؟
خود آیت الله بهجت فرموده بودند : " استاد ما جناب قاضی تعداد کسانی که در شبهای کل ماه رمضان در مسجد کوفه در قنوت نماز وترشان ابوحمزه ثمالی را هر شب می خواندند 70 نفر بود، ولی امروز  باید اینقدر بگردیم تا نمونه ای از ایشان پیدا کنیم .... " (3)
و من و ما ؟؟؟؟!!!!!
هنوز به فکر بچه گول زنک هایی هستیم که حتی امثال من میدانیم که به دردمان نمی خورد ها !!! ولی باورمان نمیشود. چه کنیم دنیا است دیگر ؟؟؟ (4)

 
پی نوشت :

1- نه ایشان را دیده بودم و نه می شناختم. شادی روح تمامی اموات فاتحه ای مرحتمت بفرمایید.
2- گناه ابتدایی !!! منظورم گناه هایی هستند که همه مان می شناسیمشان .
3- بخشی از سلسله مطالب " عصر کوتوله ها "
4- اینم توجیهی است به هر حال !
5 - تعدادی تصویری از جمع شدن افراد و دوستان در مراسم روز اول این مرحوم گرفته بودم که قسمت نشد آپلود کنم.
6- راستی کم کم اونایی که ایمیل و وبلاگ و سایت و .... دارند هم دارند می میرند. این یعنی عصر مرگ اینترنتی ها هم داره نزدیک میشه. حالا دیگه لابد یه فکری هم باید برای پسورد وبلاگ ها و ایمیل ها و ... بکنیم. من که فکرش رو کردم.
7- تقریبا وصیت نویسی رو هم آغاز کرده بودما،‏ ولش کردم. باز باید شروع کنم.....
8 - جز به تقدیم سر و جان و مال و هر چه داریم به محضر حق،‏ حاضر به رفتن از این دنیا نیستم !!!!
9- نه ولش کن،‏ راضیم به رضای خدا (‏ هر آنچه جانان پسندند )
10 - ببخشید خیلی بی نظم بود.




 نوشته شده توسط رهرو در شنبه 87/1/24 و ساعت 7:27 عصر | نظرات دیگران()

 لیست کل یادداشت های این وبلاگ
نقل مکان
[عناوین آرشیوشده]